تاریخ : چهار شنبه 26 مهر 1391
نویسنده : بچه ی شمال

كنـون رزم ویـروس و رستم شنو . . . دگـــرها شنیــدستی این هـم شنـو
كـه اسفنـدیـارش یكـی دیسك داد . . . بگفتـا بــه رستم كــه ای نیكــــزاد
در این دیسك باشد یكی فایل ناب . . . كه بگــرفتم از سـایت افــــراسیاب
چنیــن گفت رستـم بـه اسفنـدیـار . . . كه مـن گشنمـه نـون سنگك بیـــار
جوابش چنین داد خنــدان طــرف . . . كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
برو حال می كن بدین دیسك هان ! . . . كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
تهمتن روان شـد سـوی خانـه اش . . . شتابـان بــه دیـــدار رایــانــه اش
چـو آمـد بـه نزدیـك مینی تاورش . . . بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت . . . مران دیسك را در درایوش گذاشت
نكـرد هیـچ صبر و نـداد هیـچ لفت . . . یكـی لیست از روت دیسكت گـرفت
در آن دیسك دیدش یكی فایل بود . . . بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
كز آن یك دمو شد پس از آن عیان . . . ابا فیلــم و مـوزیك و شرح و بیان
به ناگـه چنان سیستمش كرد هنگ . . . كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
چـو رستم دگـربـاره ریست نمود . . . همـی كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد . . . ز بخـت بــد خویش فـــریــــاد زد
چـو تهمینـه فـریاد رستـم شنــود . . . بیــامــد كــه لیسانس رایــانه بود
بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش . . . وز آن دیسك و بــرنامة خوشگلش
چـو رستـم بـدو داد قیچی و ریش . . . یكـــی دیسك بوت ایبل آورد پیش
یكـی تول كیت انـدر آن دیسك بود . . . بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
همی گشت تول كیت ، هارد اندرش . . . چـــو كـودك كـه گردد پی مادرش
بـه نـاگـه یكـی رمـز ویروس یافت . . . پــی حـذف امضـای ایشان شتافت
چـو ویــروس را نیـك بشنـاختش . . . مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
یكـی ضـربـه زد بر سر تـول كیت . . . كـه هــر بایت آن گشت هشتاد بیت
بـه خاك انـدر افـكند ویــروس را . . . تهمتـن بــه رایــانــه زد بــوس را

لطفا در نظرسنجی هم شرکت کنید
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
موضوعات مرتبط: , ,
برچسب‌ها: به نام خداوند ویروس و گارد , طنز , اشعار طنز ,

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 26 صفحه بعد

آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید